أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

80

قانون ( فارسى )

9 - دارندهء معدهء ناتوان خوراك مىخواهد ، هرگاه خوراك را دريافت ، از آن متنفر مىشود و نمىخورد يا اندكى مىخورد و بقيه را ول مىكند . 10 - از كمترين سبب ، بيمار به تب مبتلا مىشود و روىآورهاى ماليخولياى مراقى در او پديدار مىشوند . اين را بدان ! كه ناتوانى معده تقريبا سبب همهء بيماريهاى بدن مىشود . ناتوانى معده در كجاى معده پيدا مىشود ؟ ممكن است ناتوانى در قسمتهاى بالايى معده باشد و ممكن است در پايينهاى معده ، و احتمال دارد كه سراسر معده همگى با ناتوانى روبه‌رو شود . چگونه بدانيم كه ناتوانى كجاى معده را دربرگرفته است ؟ اگر بالاييهاى معده ناتوان است در اولين مرحله راهى شدن خوراك به سوى پايين ، معده به درد مىآيد ؛ يعنى تا خوراك بلعيده و فرو داده در بالاى معده است درد معده پيدا مىشود . اگر بعد از استقرار يافتن خوراك در معده ، آزار سروكله‌اش پيدا شد ، بدان ! كه قسمت پايينى معده ناتوان است و اثر اين ناتوانى در مدفوع آشكار است . گاهى بيمارى سبب ناتوان شدن معده مىشود . 1 - بيماريهايى كه بر معده روى آورند و سبب ناتوانى معده مىشوند سابقا ذكر شده‌اند . 2 - پياپى پرشدن معده و تلمبار شدن خوراك در معده ، آن را ناتوان مىكند . 3 - بسيار قى كردن خارج از اندازهء لازم ناتوانى معده در پى دارد . پژوهشگران آموزش‌ديده و آزماينده عقيده دارند كه علاج ناتوانى معده تنها منحصر به خشكى بخشيدن به معده و خشكانيدن است و چنان عمل مىنمايند كه ما در بحث از معالجهء مزاج سرد و تر معده بيان كرده‌ايم ؛ فكر مىكنند كه سوء مزاج معده فقط سوء مزاج سرد و تر است . اما اگر راستش را بخواهى هر نوع از انواع سوءمزاجها مىتوانند بر معده روى آورند و روى آن اثر گذارند . پس بايد نوعيّت سوء مزاج معده را تشخيص دهى و در برابر آن قد علم كنى و با داروى اصلاح كردن آن نوع از مزاج كه بر معده چيره شده است ، سوء مزاج معده را به مزاج معتدل تبديل نمايى . مثلا ممكن است ناتوانى معده از اثر خشكى و خشك‌مزاجى معده باشد ، اگر همان علاج را به كار اندازى كه به اصطلاح به تجربه ديده يا كشف كرده‌اند ، يعنى علاج سوء مزاج سرد و تر معده را براى علاج سوء مزاج خشك به كار ببرى ، موجب مرگ بيمار مىشوى . در علاج معدهء ناتوان ممكن است بيمار را از داروهايى كه در ذيل آيد بهبود بخشى كه عبارتند از : 1 - داروهاى سردمزاج . 2 - نوشيدن مقدار تناولى از دوغ ساخته از ماست گاو ، كه بر برف گذاشته شده و سرد شده است .